عشق زیبا

عشق در 10 کلمه

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 0:19  توسط الهام & حامد  | 

دیگر آن مجنون سابق نیستم

 

آن بیابان گرد عاشق نیستم

 

اینک از اهل نسیم و سایه ام

 

با تب صحرا موافق نیستم

 

بس کنید اصرار را بی فایده است

 

من برای عشق لایق نیستم

 

شوکت دیرینه ام از عشق تو لبریز باد

 

این سرا و خانه ام از یاد تو گلریز باد

 

در بهار زندگی ای نازنین معشوق من

 

لطف رویت در وجودم همچو گل سرریز باد

 

از امیدت ای ندای زندگی محبوب من

 

شاخه ی مهرت ز دیوار دلم گلریز باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 10:28  توسط الهام & حامد  | 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...


ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...


کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...


کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم


و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است


میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...


کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...


میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود


 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...


انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...


شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !


تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!


تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛


هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... !


 برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد


و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد


 تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم


 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 18:52  توسط الهام & حامد  | 

عشق یعنی؟

1.عشق یعنی

     همون چیزی که همیشه بخاطرش سرزنش می شی


                                                            

 

۲.عشق یعنی

   شنیدن صداش، وقتی می گه:((دوست دارم))

                                                    

 

۳.عشق یعنی

  وقتی تا دیروقت کار میکنه،نخوابی و منتظرش بمونی

                                                        

 

۴.عشق یعنی

با خودت فکر کنی اگه همدیگرو نداشتیم،چیکار میکردیم؟

                                                                

 

۵.عشق یعنی

   وقتی عصبانی می شی،اول یه نگاه به آینه بندازی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 19:19  توسط الهام & حامد  | 

من و تو


                           

 

من گلي خواهم شد

تو شبنم قلبم باش!!!!!!!!!

من ستاره خواهم شد

تو سوي چشمم باش!!!!!!!!

جنگلي خواهم شد من

تو بيا برگم باش!!!!!!!!!!!

تو اگر آفتاب من باشي

من آسمان خواهم شد.
+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:14  توسط الهام & حامد  | 

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:2  توسط الهام & حامد  | 

غم دوری تو را به کدام دیواره عشق بگم

از دوری تو پایم توان راه ندارد

دلم توان دوریت را ندارد

مجنون کیست که همه گویند من به مانند او شده ام

قبله دیدار تو کجاست

چشمهای سراب دیده ام از نگاه به جاده ی تاریک کور شد اما

دل انتظار یارم، منو به دیدار تو امید می ده

عزیزم اگه منو دوست نداری

بدون دل من واسه ی دیدارت به آتش مرگ کشیده شد

عزیزم می ری برو اما ازم نخواه که فراموشت کنم

برو اما من دیگه نیستم

برو اما من واسه خودت ازت جدا می شم

برو بدون برای تو من بی صدا شدم

برو اما بدون به خاطر تو من غریب شهر بودم

خدا عزیزترینم داره از من دور می شه تو هواشو داشته باش

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:0  توسط الهام & حامد  | 

 
 

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟

رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟

پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟

اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟

روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟

اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟

دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟

اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟

تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟

اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟

بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟

اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟

چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره

اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟

پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟

اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟

هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟

اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟

هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟

اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم

با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم

اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟

من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن

اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو

خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 14:57  توسط الهام & حامد  | 

یادمون باشه که هیچ کس رو امیدوار نکنیم

 

بعد یکدفعه رهاش کنیم چون آهسته می میره...

 

یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم

 

تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره...

 

یادمون باشه هیچ وقت کسی رو بیشتر از چند روز منتظر نذاریم

 

چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره...

 

یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم:

 

برو... دیگه نمی خوام ببینمت!!!

 

چون زندگیش رو ازش می گیریم...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 14:55  توسط الهام & حامد  | 

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا

 زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه

نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو

همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين

جاي دنياست براي من! من زنده هستم!

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 20:57  توسط الهام & حامد  | 

بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي

دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم

 خسته است، ولي دلم دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست.

دوستت دارم الهامم . تاوان آن هرچه باشد

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 20:56  توسط الهام & حامد  | 

زیبایی دنیا را تنها ان زمان که در چشمان زیبای تو نگریستم دریافتم و از ان

پس هیچ لحظه ای از عمرم بدون اندیشه تو سپری نشد

اگر عمر من تنها یک شب باشد ارزو دارم همان یک شب را با تو بگذرانم

چرا که محبوب من:

این دنیا زمانی زیباست که در کنار تو باشم عشق من:

تمنای زندگی با تو را در دل دارم و دوست دارم هر شب در عشق تو ذوب گردم

من وابسته عشق تو شدم و دیدی که به عشقت پاسخ دادم تو اجازه دادی که

عشقت را در دلم احساس کنم پس:

با قلبم تو را صدا می زنم

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 20:45  توسط الهام & حامد  | 

عشق منی الهام جونم

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 20:20  توسط الهام & حامد  |